دوره ۱۰-۱۲ هفتهای در مقابل دوره ۲۰ هفتهای
ترجمه شده از Turkish
145 دیدگاه ها 3 پاسخ می دهد ۳۰ دی ۱۴۰۴
#testosterone #kur uzunlugu #enanthate
KA
Kaan Ayhan
1 posts
۳۰ دی ۱۴۰۴، ۲۰:۵۶
با سلام خدمت شما،
نیمهعمر مشتقات تستوسترون با استر طولانی (سیپیونات/انانتات) بین ۸ تا ۱۰ روز است. برای اینکه یک دارو به سطح پایدار (Steady State) در خون برسد، تقریباً ۴-۵ نیمهعمر باید سپری شود.
دادههای علمی: بر اساس مطالعات منتشر شده در مجله غدد درونریز و متابولیسم بالینی، رسیدن سطح تستوسترون با استر طولانی به حد ثابت در خون، ۴ هفته طول میکشد.
تحلیل: در یک دوره ۱۲ هفتهای، ورزشکار فقط ۸ هفته در سطوح هورمونی بهینه باقی میماند؛ در حالی که در یک دوره ۲۰ هفتهای، این مدت به ۱۶ هفته افزایش مییابد. این امر از نظر تداوم سیگنالهای هایپرتروفی بسیار مهم است.
۲. پایداری میونوکلئار و حافظه عضلانی (نظریه دامنه میونوکلئار)
رشد عضلانی فقط افزایش حجم سلول (هایپرتروفی سارکوپلاسمی) نیست، بلکه اهدای هستههای جدید به فیبرهای عضلانی توسط سلولهای ماهوارهای نیز هست.
پایه علمی: مطالعات انجام شده توسط Bruusgaard و همکاران (۲۰۱۰، PNAS) ثابت کرده است که استفاده از AAS باعث افزایش دائمی "میونوکلئار" در سلولهای عضلانی میشود.
چرا ۲۰ هفته؟ به دست آوردن هستههای میونوکلئار جدید و تبدیل این تغییر به یک ساختار دائمی، فرآیندی زمانبر است. در چرخههای ۱۲ هفتهای، بیشتر توده به دست آمده ناشی از احتباس آب (ادم) و گلیکوژن است، در حالی که در چرخه ۲۰ هفتهای، سنتز پروتئین "واقعی" و افزایش بافت ساختاری (هایپرتروفی میوفیبریلار) غالبتر است.
۳. قانون بازده نزولی و سازگاری با میوستاتین
بدن برای محدود کردن رشد بیش از حد عضلات، پروتئینی به نام میوستاتین ترشح میکند. در دورههای طولانیمدت، بدن با این محیط آنابولیک بالا سازگار میشود.
تفاوت نظری: در ۱۲ هفته، در حالی که بدن وارد فرآیند سازگاری آنابولیک کامل شده است، قطع دوره، حفظ دستاوردها را دشوار میکند. ۲۰ هفته به بدن زمان متابولیکی کافی میدهد تا توده عضلانی جدید را به عنوان "نقطه تنظیم" (set-point) بپذیرد.
۴. محور HPTA و کارایی ریکاوری (PCT)
بسیاری از کاربران فکر میکنند که دورههای کوتاه، محور طبیعی (HPTA) را کمتر سرکوب میکنند. اما واقعیت علمی متفاوت است.
یافتههای PubMed: Bhasin و همکاران (۱۹۹۶، NEJM) نشان دادند که تستوسترون خارجی از هفته دوم به بعد تولید LH و FSH را به طور کامل متوقف میکند. بنابراین، هم در پایان ۱۲ هفته و هم در پایان ۲۰ هفته، محور در وضعیت "کاملاً خاموش" قرار دارد.
نتیجهگیری و دیدگاه علمی
در دورههای "فقط تستو"، پروتکل ۲۰ هفتهای از نظر اشباع فارماکوکینتیک، فعالسازی سلولهای ماهوارهای و ماندگاری دستاوردها، نتایج آماری بهتری نسبت به پروتکلهای ۱۲ هفتهای ارائه میدهد. به خصوص در استفاده از دوزهای کم تا متوسط (۳۵۰-۵۰۰ میلیگرم)، در صورتی که مدیریت عوارض جانبی (کنترل E2 و حمایت hCG) به درستی انجام شود، دوره ۲۰ هفتهای، استاندارد طلایی برای تثبیت بیولوژیکی توده عضلانی است.
همچنین اولین پیشنهاد و ویکی بزرگترین انجمن استروئیدی جهان:
https://www.reddit.com/r/steroids/wiki/index/
https://www.reddit.com/r/steroids/wiki/your_first_cycle/
در اینجا به وضوح دیده می شود که تصمیم و نظر اکثریت این است که یک دوره 20 هفته ای معقول ترین خواهد بود.
همچنین در مقاله، همانطور که در پیوست مشاهده خواهید کرد، استفاده از انانتات به مدت 20 هفته:
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/11701431/
منابع:
Bhasin, S., et al. (1996). The Effects of Supraphysiologic Doses of Testosterone on Muscle Size and Strength in Normal Men. New England Journal of Medicine.
Bruusgaard, J. C., et al. (2010). Myonuclei acquired by overload exercise precede hypertrophy and are not lost on detraining. PNAS.
Schoenfeld, B. J. (2010). The mechanisms of muscle hypertrophy and their application to resistance training. Journal of Strength and Conditioning Research.
KA
Kaan Ayhan
New Member
1 posts
۳۰ دی ۱۴۰۴، ۲۰:۵۶
با سلام خدمت شما،
نیمهعمر مشتقات تستوسترون با استر طولانی (سیپیونات/انانتات) بین ۸ تا ۱۰ روز است. برای اینکه یک دارو به سطح پایدار (Steady State) در خون برسد، تقریباً ۴-۵ نیمهعمر باید سپری شود.
دادههای علمی: بر اساس مطالعات منتشر شده در مجله غدد درونریز و متابولیسم بالینی، رسیدن سطح تستوسترون با استر طولانی به حد ثابت در خون، ۴ هفته طول میکشد.
تحلیل: در یک دوره ۱۲ هفتهای، ورزشکار فقط ۸ هفته در سطوح هورمونی بهینه باقی میماند؛ در حالی که در یک دوره ۲۰ هفتهای، این مدت به ۱۶ هفته افزایش مییابد. این امر از نظر تداوم سیگنالهای هایپرتروفی بسیار مهم است.
۲. پایداری میونوکلئار و حافظه عضلانی (نظریه دامنه میونوکلئار)
رشد عضلانی فقط افزایش حجم سلول (هایپرتروفی سارکوپلاسمی) نیست، بلکه اهدای هستههای جدید به فیبرهای عضلانی توسط سلولهای ماهوارهای نیز هست.
پایه علمی: مطالعات انجام شده توسط Bruusgaard و همکاران (۲۰۱۰، PNAS) ثابت کرده است که استفاده از AAS باعث افزایش دائمی "میونوکلئار" در سلولهای عضلانی میشود.
چرا ۲۰ هفته؟ به دست آوردن هستههای میونوکلئار جدید و تبدیل این تغییر به یک ساختار دائمی، فرآیندی زمانبر است. در چرخههای ۱۲ هفتهای، بیشتر توده به دست آمده ناشی از احتباس آب (ادم) و گلیکوژن است، در حالی که در چرخه ۲۰ هفتهای، سنتز پروتئین "واقعی" و افزایش بافت ساختاری (هایپرتروفی میوفیبریلار) غالبتر است.
۳. قانون بازده نزولی و سازگاری با میوستاتین
بدن برای محدود کردن رشد بیش از حد عضلات، پروتئینی به نام میوستاتین ترشح میکند. در دورههای طولانیمدت، بدن با این محیط آنابولیک بالا سازگار میشود.
تفاوت نظری: در ۱۲ هفته، در حالی که بدن وارد فرآیند سازگاری آنابولیک کامل شده است، قطع دوره، حفظ دستاوردها را دشوار میکند. ۲۰ هفته به بدن زمان متابولیکی کافی میدهد تا توده عضلانی جدید را به عنوان "نقطه تنظیم" (set-point) بپذیرد.
۴. محور HPTA و کارایی ریکاوری (PCT)
بسیاری از کاربران فکر میکنند که دورههای کوتاه، محور طبیعی (HPTA) را کمتر سرکوب میکنند. اما واقعیت علمی متفاوت است.
یافتههای PubMed: Bhasin و همکاران (۱۹۹۶، NEJM) نشان دادند که تستوسترون خارجی از هفته دوم به بعد تولید LH و FSH را به طور کامل متوقف میکند. بنابراین، هم در پایان ۱۲ هفته و هم در پایان ۲۰ هفته، محور در وضعیت "کاملاً خاموش" قرار دارد.
نتیجهگیری و دیدگاه علمی
در دورههای "فقط تستو"، پروتکل ۲۰ هفتهای از نظر اشباع فارماکوکینتیک، فعالسازی سلولهای ماهوارهای و ماندگاری دستاوردها، نتایج آماری بهتری نسبت به پروتکلهای ۱۲ هفتهای ارائه میدهد. به خصوص در استفاده از دوزهای کم تا متوسط (۳۵۰-۵۰۰ میلیگرم)، در صورتی که مدیریت عوارض جانبی (کنترل E2 و حمایت hCG) به درستی انجام شود، دوره ۲۰ هفتهای، استاندارد طلایی برای تثبیت بیولوژیکی توده عضلانی است.
همچنین اولین پیشنهاد و ویکی بزرگترین انجمن استروئیدی جهان:
https://www.reddit.com/r/steroids/wiki/index/
https://www.reddit.com/r/steroids/wiki/your_first_cycle/
در اینجا به وضوح دیده می شود که تصمیم و نظر اکثریت این است که یک دوره 20 هفته ای معقول ترین خواهد بود.
همچنین در مقاله، همانطور که در پیوست مشاهده خواهید کرد، استفاده از انانتات به مدت 20 هفته:
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/11701431/
منابع:
Bhasin, S., et al. (1996). The Effects of Supraphysiologic Doses of Testosterone on Muscle Size and Strength in Normal Men. New England Journal of Medicine.
Bruusgaard, J. C., et al. (2010). Myonuclei acquired by overload exercise precede hypertrophy and are not lost on detraining. PNAS.
Schoenfeld, B. J. (2010). The mechanisms of muscle hypertrophy and their application to resistance training. Journal of Strength and Conditioning Research.
3 پاسخ می دهد

FitKolik
Admin
۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۰:۱۸
#1-این پست در انجمن، یک نمونه کلاسیک از ترکیب "دانش برادرانه" با دادههای بالینی واقعی است.
-در حالی که نویسنده به منابع معتبر (باسین، بروسگارد) استناد میکند، این یافتهها را به گونهای به کار میبرد که بهینهسازی افزایش حجم عضلانی را بر مدیریت خطرات سلامتی اولویت میدهد.
-آنها ادعا میکنند: شما تا هفته 4 در یک حالت آنابولیک "پایدار" نیستید، بنابراین 12 هفته خیلی کوتاه است. فارماکوکینتیک عمدتاً درست است، اما سنتز پروتئین و حفظ نیتروژن مدتها قبل از رسیدن به حالت پایدار شروع به افزایش میکنند. شما 4 هفته اول را "هدر" نمیدهید، شما به سادگی در حال افزایش تدریجی هستید. این استدلال که 20 هفته "بهتر" است به دلیل رسیدن به فلات، استرس تجمعی بر کبد، چربیها و سیستم قلبی عروقی را نادیده میگیرد.
-مطالعه بروسگارد (2010) واقعی و بسیار مشهور است. این مطالعه نشان میدهد که هنگامی که از طریق AAS یا تمرین، هستههای عضلانی به دست میآورید، حتی پس از آتروفی نیز در آنجا باقی میمانند، اما هیچ عدد جادویی خاصی مانند 20 هفته برای این اتفاق وجود ندارد. اضافه شدن میونوکلئار به تدریج اتفاق میافتد، در حالی که 20 هفته امکان هستههای بیشتری را فراهم میکند، خطر هیپرتروفی بطن چپ (ضخیم شدن قلب) را نیز افزایش میدهد، که این نیز یک تغییر دائمی است که شما نمیخواهید (در کتاب الکترونیکی OCT/PCT خود در مورد این موضوع صحبت کردم).
-خطرناکترین بخش این پست، بخشی است که میگویند: "از آنجایی که HPTA تا هفته 2 به هر حال "خاموش" میشود، ریکاوری از 20 هفته سختتر از 12 هفته نیست". در حالی که درست است که LH/FSH به سرعت به نزدیک صفر میرسد، مدت زمان سرکوب یک عامل اصلی در شکست درمان پس از دوره (PCT) است. هرچه سلولهای لیدیگ در بیضهها برای مدت طولانیتری غیرفعال بمانند، بیشتر مستعد آتروفی و بیحسی نسبت به گنادوتروپینها میشوند. بازیابی سطح تستوسترون طبیعی پس از 20 هفته به طور قابل توجهی دشوارتر است و خطر بیشتری برای هیپوگنادیسم دائمی نسبت به یک دوره 12 هفتهای دارد (به من اعتماد کنید این شایعترین مشکلی است که من از مراجعینی که به من مراجعه میکنند میبینم، شما همچنین میتوانید پستی را در این انجمن ببینید که یک نفر از قبل مشکلات میل جنسی دارد).
-و در آخر، همه مقالات پابمد یا هر منبع دیگری را به عنوان مرجع در نظر نگیرید، زیرا میتوانند فریبنده باشند. مطالعه باسین در سال 2001 (مطالعه 20 هفتهای) یک آزمایش بالینی بود که در آن افراد سالم بودند و توسط پزشکان تحت نظر قرار میگرفتند، این یک توصیه برای ورزشکاران باشگاهی نبود که به طور نامحدود به مصرف ادامه دهند.

FitKolik
Admin
New Member
۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۰:۱۸
-این پست در انجمن، یک نمونه کلاسیک از ترکیب "دانش برادرانه" با دادههای بالینی واقعی است.
-در حالی که نویسنده به منابع معتبر (باسین، بروسگارد) استناد میکند، این یافتهها را به گونهای به کار میبرد که بهینهسازی افزایش حجم عضلانی را بر مدیریت خطرات سلامتی اولویت میدهد.
-آنها ادعا میکنند: شما تا هفته 4 در یک حالت آنابولیک "پایدار" نیستید، بنابراین 12 هفته خیلی کوتاه است. فارماکوکینتیک عمدتاً درست است، اما سنتز پروتئین و حفظ نیتروژن مدتها قبل از رسیدن به حالت پایدار شروع به افزایش میکنند. شما 4 هفته اول را "هدر" نمیدهید، شما به سادگی در حال افزایش تدریجی هستید. این استدلال که 20 هفته "بهتر" است به دلیل رسیدن به فلات، استرس تجمعی بر کبد، چربیها و سیستم قلبی عروقی را نادیده میگیرد.
-مطالعه بروسگارد (2010) واقعی و بسیار مشهور است. این مطالعه نشان میدهد که هنگامی که از طریق AAS یا تمرین، هستههای عضلانی به دست میآورید، حتی پس از آتروفی نیز در آنجا باقی میمانند، اما هیچ عدد جادویی خاصی مانند 20 هفته برای این اتفاق وجود ندارد. اضافه شدن میونوکلئار به تدریج اتفاق میافتد، در حالی که 20 هفته امکان هستههای بیشتری را فراهم میکند، خطر هیپرتروفی بطن چپ (ضخیم شدن قلب) را نیز افزایش میدهد، که این نیز یک تغییر دائمی است که شما نمیخواهید (در کتاب الکترونیکی OCT/PCT خود در مورد این موضوع صحبت کردم).
-خطرناکترین بخش این پست، بخشی است که میگویند: "از آنجایی که HPTA تا هفته 2 به هر حال "خاموش" میشود، ریکاوری از 20 هفته سختتر از 12 هفته نیست". در حالی که درست است که LH/FSH به سرعت به نزدیک صفر میرسد، مدت زمان سرکوب یک عامل اصلی در شکست درمان پس از دوره (PCT) است. هرچه سلولهای لیدیگ در بیضهها برای مدت طولانیتری غیرفعال بمانند، بیشتر مستعد آتروفی و بیحسی نسبت به گنادوتروپینها میشوند. بازیابی سطح تستوسترون طبیعی پس از 20 هفته به طور قابل توجهی دشوارتر است و خطر بیشتری برای هیپوگنادیسم دائمی نسبت به یک دوره 12 هفتهای دارد (به من اعتماد کنید این شایعترین مشکلی است که من از مراجعینی که به من مراجعه میکنند میبینم، شما همچنین میتوانید پستی را در این انجمن ببینید که یک نفر از قبل مشکلات میل جنسی دارد).
-و در آخر، همه مقالات پابمد یا هر منبع دیگری را به عنوان مرجع در نظر نگیرید، زیرا میتوانند فریبنده باشند. مطالعه باسین در سال 2001 (مطالعه 20 هفتهای) یک آزمایش بالینی بود که در آن افراد سالم بودند و توسط پزشکان تحت نظر قرار میگرفتند، این یک توصیه برای ورزشکاران باشگاهی نبود که به طور نامحدود به مصرف ادامه دهند.
#1
KA
Kaan Ayhan
۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۴۵
#2احتمالاً دلیل ترجمه خودکار به انگلیسی، انگلیسی بودن تنظیمات کامپیوتر و مرورگرم هست. با اینکه متن رو به ترکی مینویسم، به صورت خودکار به انگلیسی ترجمه میشه و به همین خاطر احتمالاً مشکل ایجاد میشه (فرض کنید برای اصلاح پیشنهاد دادم).
اگر دوباره به موضوع برگردیم، جلوگیری از بسته شدن کامل چرخه LH/FSH در اینجا با HCG ممکنه. در مصرف هفتگی 875 میلیگرم، حدود 93 درصد از سطح نرمال تامین میشه (برای 437.5 واحد بینالمللی، این میزان 25 درصد کمتره). یعنی میتونیم چرخه LH/FSH رو به طور کامل در طول دوره باز نگه داریم.
مسئله اینجاست که استفاده از HCG و میزان مصرفش متفاوته. اگه بگید هر از گاهی HCG میزنم و ببینم چی میشه، بله، ممکنه در آینده دچار مشکل بشید، مخصوصاً در دورههای طولانی. اما اگه هفتهای 500-750 واحد بینالمللی HCG استفاده کنید، چون LH/FSH ادامه پیدا میکنه، ریکاوری شما هم به همون اندازه سریع خواهد بود. قبل از دهه 1980، HCG وجود نداشت، بنابراین بیشتر اسناد و نمونه دورههایی که میدونیم و خوندیم، قدیمی شدن. فقط چیزی که نمیفهمم اینه که در یک دوره 10 هفتهای، بسته شدن چرخه طبیعی تستوسترون، آشنا شدن سلولها با تستوسترون جدید و بسیار بیشتر، تغییر سریع سلولهای عضلانی و فرآیندی که بدن رو در یک اثر آنابولیک قرار میده، نه از هفته اول، بلکه تقریباً از هفته 3-4 به دست میاد. حالا که اینقدر به بدن استرس وارد میکنیم، یک ماه برای این آماده میشه، 24 ساعته مثل ماشین کار میکنه، چه فایدهای داره که 6 هفته ادامه بدیم و بعد یهو قطعش کنیم و وارد PCT بشیم؟ 1 ماه صرف آمادهسازی شد، 1.5 ماه در دوره موندیم، یهو دوره رو قطع کردیم، 2 هفته بدن رو بدون دارو گذاشتیم، بعد وارد PCT شدیم، چی از 1.5 ماه پیشرفت برامون موند؟ کی هستههای عضلانی افزایش پیدا کردن؟ کی فیبرهای جدید در بدن ایجاد کردیم؟ کی سطح نیتروژن و سنتز پروتئین ما چند برابر شد؟ بدن چقدر از این بهرهمند میشه؟ نمیدونم چقدر منطقیه که اینقدر بهش استرس وارد کنیم و یهو قطعش کنیم و بگیم خب دیگه کافیه، حالا برگرد به حالت استراحت و خودت رو ترمیم کن.
اشتباه برداشت نکنید، منظورم این نیست که شما رو زیر سوال ببرم، بلکه سعی میکنم دیدگاه شما و اینکه چرا استفاده از HCG رو به شکل متفاوتی به کاربرانتون پیشنهاد میدید، درک کنم، دارم یاد میگیرم. در حالی که استفاده ثابت از 750 واحد HCG در هفته توصیه میشه، چطور به اطلاعات و تجربه تزریق HCG در هفته 3 و 6 و ادامه دادن رسیدید؟
KA
Kaan Ayhan
New Member
۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۴۵
احتمالاً دلیل ترجمه خودکار به انگلیسی، انگلیسی بودن تنظیمات کامپیوتر و مرورگرم هست. با اینکه متن رو به ترکی مینویسم، به صورت خودکار به انگلیسی ترجمه میشه و به همین خاطر احتمالاً مشکل ایجاد میشه (فرض کنید برای اصلاح پیشنهاد دادم).
اگر دوباره به موضوع برگردیم، جلوگیری از بسته شدن کامل چرخه LH/FSH در اینجا با HCG ممکنه. در مصرف هفتگی 875 میلیگرم، حدود 93 درصد از سطح نرمال تامین میشه (برای 437.5 واحد بینالمللی، این میزان 25 درصد کمتره). یعنی میتونیم چرخه LH/FSH رو به طور کامل در طول دوره باز نگه داریم.
مسئله اینجاست که استفاده از HCG و میزان مصرفش متفاوته. اگه بگید هر از گاهی HCG میزنم و ببینم چی میشه، بله، ممکنه در آینده دچار مشکل بشید، مخصوصاً در دورههای طولانی. اما اگه هفتهای 500-750 واحد بینالمللی HCG استفاده کنید، چون LH/FSH ادامه پیدا میکنه، ریکاوری شما هم به همون اندازه سریع خواهد بود. قبل از دهه 1980، HCG وجود نداشت، بنابراین بیشتر اسناد و نمونه دورههایی که میدونیم و خوندیم، قدیمی شدن. فقط چیزی که نمیفهمم اینه که در یک دوره 10 هفتهای، بسته شدن چرخه طبیعی تستوسترون، آشنا شدن سلولها با تستوسترون جدید و بسیار بیشتر، تغییر سریع سلولهای عضلانی و فرآیندی که بدن رو در یک اثر آنابولیک قرار میده، نه از هفته اول، بلکه تقریباً از هفته 3-4 به دست میاد. حالا که اینقدر به بدن استرس وارد میکنیم، یک ماه برای این آماده میشه، 24 ساعته مثل ماشین کار میکنه، چه فایدهای داره که 6 هفته ادامه بدیم و بعد یهو قطعش کنیم و وارد PCT بشیم؟ 1 ماه صرف آمادهسازی شد، 1.5 ماه در دوره موندیم، یهو دوره رو قطع کردیم، 2 هفته بدن رو بدون دارو گذاشتیم، بعد وارد PCT شدیم، چی از 1.5 ماه پیشرفت برامون موند؟ کی هستههای عضلانی افزایش پیدا کردن؟ کی فیبرهای جدید در بدن ایجاد کردیم؟ کی سطح نیتروژن و سنتز پروتئین ما چند برابر شد؟ بدن چقدر از این بهرهمند میشه؟ نمیدونم چقدر منطقیه که اینقدر بهش استرس وارد کنیم و یهو قطعش کنیم و بگیم خب دیگه کافیه، حالا برگرد به حالت استراحت و خودت رو ترمیم کن.
اشتباه برداشت نکنید، منظورم این نیست که شما رو زیر سوال ببرم، بلکه سعی میکنم دیدگاه شما و اینکه چرا استفاده از HCG رو به شکل متفاوتی به کاربرانتون پیشنهاد میدید، درک کنم، دارم یاد میگیرم. در حالی که استفاده ثابت از 750 واحد HCG در هفته توصیه میشه، چطور به اطلاعات و تجربه تزریق HCG در هفته 3 و 6 و ادامه دادن رسیدید؟
#2

FitKolik
Admin
۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۹:۲۵
#3In reply to Kaan Ayhan
احتمالاً دلیل ترجمه خودکار به انگلیسی، انگلیسی بودن تنظیمات کامپیوتر و مرورگرم است. با اینکه متن را به زبان ترکی مینویسم، به طور خودکار به انگلیسی ترجمه میشود و به همین دلیل احتمالاً مشکل ایجاد میشود (فرض کنید برای اصلاح پیشنهاد دادهام).
اگر دوباره به موضوع برگردیم، جلوگیری از بسته شدن کامل چرخه LH/FSH در اینجا با HCG امکانپذیر است. در مصرف هفتگی 875 میلیگرم، حدود 93 درصد از سطح نرمال تامین میشود (این میزان برای 437.5 واحد بینالمللی حدود 25 درصد کمتر است). یعنی متوجه میشوید که میتوانیم چرخه LH/FSH را در طول دوره به طور کامل باز نگه داریم.
مسئله اصلی در اینجا تفاوت در استفاده یا عدم استفاده از HCG و همچنین میزان مصرف آن است. اگر بگویید هر از گاهی HCG تزریق میکنم و ببینم چه میشود، بله، ممکن است در آینده دچار مشکل شوید، به خصوص در دورههای طولانی. اما اگر هفتهای 500 تا 750 واحد بینالمللی HCG مصرف کنید، از آنجایی که LH/FSH ادامه خواهد داشت، بازگشت شما نیز به همان اندازه سریع خواهد بود. از آنجایی که قبل از دهه 1980 HCG وجود نداشت، بیشتر اسناد و نمونه دورههایی که میدانیم و میخوانیم قدیمی شدهاند. تنها چیزی که نمیفهمم این است که در یک دوره 10 هفتهای، بسته شدن طبیعی چرخه تستوسترون، آشنایی سلولها با تستوسترون جدید و بسیار بیشتر، و فرآیندی که باعث تغییر سریع سلولهای عضلانی و ایجاد اثر آنابولیک در بدن میشود، را نه از هفته اول، بلکه تقریباً از هفته 3 یا 4 به دست میآوریم. حال که اینقدر به بدن استرس وارد میکنیم و بدن به مدت 1 ماه برای آن آماده میشود و 24 ساعته مانند یک ماشین کار میکند، چه فایدهای دارد که 6 هفته ادامه دهیم و سپس ناگهان آن را قطع کنیم و وارد PCT شویم؟ 1 ماه صرف آمادهسازی شد، 1.5 ماه در دوره ماندیم، ناگهان دوره را قطع کردیم، 2 هفته بدن را بدون دارو گذاشتیم و سپس وارد PCT شدیم. چه چیزی از 1.5 ماه پیشرفت برایمان باقی میماند؟ چه زمانی هستههای عضلانی افزایش یافتند؟ چه زمانی فیبرهای جدید در بدن ایجاد کردیم؟ چه زمانی سطح نیتروژن و سنتز پروتئین ما چند برابر شد؟ بدن چقدر از این بهره خواهد برد؟ نمیدانم چقدر منطقی است که بعد از این همه استرس، ناگهان آن را قطع کنیم و بگوییم خب، کافی است، حالا به حالت استراحت برگرد و خودت را ترمیم کن.
لطفاً اشتباه برداشت نکنید، من قصد ندارم شما را زیر سوال ببرم، بلکه سعی میکنم دیدگاه شما و دلیل اینکه استفاده از HCG را به طور متفاوتی به کاربران خود پیشنهاد میدهید را درک کنم، سعی میکنم یاد بگیرم. چگونه به اطلاعات و تجربه تزریق HCG در هفته 3 یا 6 در حالی که مصرف ثابت 750 واحد HCG در هفته توصیه میشود، رسیدید؟
من اصلا سوء تفاهم نمی کنم، حتی از این تبادل نظرها خوشم میاد. از نوشته های شما اینطور برداشت می کنم که می گویید سلامتی را فدای بازدهی کنیم. موضوع فقط HCG نیست، عوارض جانبی هم هست. تازه، استفاده از HCG هم می تواند باعث ناباروری شود. HCG فقط LH/FSH را تقلید می کند، پس تولید GnRH بعد از دوره چه می شود!؟ درست است که با SERM ها چرخه را راه می اندازید، اما بعد از یک دوره طولانی چقدر سخت است و در بعضی موارد (از شاگرد خودم مثال می زنم، 2 سال طول کشید تا چرخه HPTA به حالت اول برگردد).
و نکته دیگر اینکه شما عوارض جانبی را نادیده می گیرید، یعنی هر اتفاقی بیفتد مهم نیست، فقط حجم عضلاتم بیشتر شود.
دیدگاه من این است که یک نفر درست انجام دهد، اما بتواند 100 دوره را انجام دهد.

FitKolik
Admin
New Member
۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۹:۲۵
In reply to Kaan Ayhan
احتمالاً دلیل ترجمه خودکار به انگلیسی، انگلیسی بودن تنظیمات کامپیوتر و مرورگرم است. با اینکه متن را به زبان ترکی مینویسم، به طور خودکار به انگلیسی ترجمه میشود و به همین دلیل احتمالاً مشکل ایجاد میشود (فرض کنید برای اصلاح پیشنهاد دادهام).
اگر دوباره به موضوع برگردیم، جلوگیری از بسته شدن کامل چرخه LH/FSH در اینجا با HCG امکانپذیر است. در مصرف هفتگی 875 میلیگرم، حدود 93 درصد از سطح نرمال تامین میشود (این میزان برای 437.5 واحد بینالمللی حدود 25 درصد کمتر است). یعنی متوجه میشوید که میتوانیم چرخه LH/FSH را در طول دوره به طور کامل باز نگه داریم.
مسئله اصلی در اینجا تفاوت در استفاده یا عدم استفاده از HCG و همچنین میزان مصرف آن است. اگر بگویید هر از گاهی HCG تزریق میکنم و ببینم چه میشود، بله، ممکن است در آینده دچار مشکل شوید، به خصوص در دورههای طولانی. اما اگر هفتهای 500 تا 750 واحد بینالمللی HCG مصرف کنید، از آنجایی که LH/FSH ادامه خواهد داشت، بازگشت شما نیز به همان اندازه سریع خواهد بود. از آنجایی که قبل از دهه 1980 HCG وجود نداشت، بیشتر اسناد و نمونه دورههایی که میدانیم و میخوانیم قدیمی شدهاند. تنها چیزی که نمیفهمم این است که در یک دوره 10 هفتهای، بسته شدن طبیعی چرخه تستوسترون، آشنایی سلولها با تستوسترون جدید و بسیار بیشتر، و فرآیندی که باعث تغییر سریع سلولهای عضلانی و ایجاد اثر آنابولیک در بدن میشود، را نه از هفته اول، بلکه تقریباً از هفته 3 یا 4 به دست میآوریم. حال که اینقدر به بدن استرس وارد میکنیم و بدن به مدت 1 ماه برای آن آماده میشود و 24 ساعته مانند یک ماشین کار میکند، چه فایدهای دارد که 6 هفته ادامه دهیم و سپس ناگهان آن را قطع کنیم و وارد PCT شویم؟ 1 ماه صرف آمادهسازی شد، 1.5 ماه در دوره ماندیم، ناگهان دوره را قطع کردیم، 2 هفته بدن را بدون دارو گذاشتیم و سپس وارد PCT شدیم. چه چیزی از 1.5 ماه پیشرفت برایمان باقی میماند؟ چه زمانی هستههای عضلانی افزایش یافتند؟ چه زمانی فیبرهای جدید در بدن ایجاد کردیم؟ چه زمانی سطح نیتروژن و سنتز پروتئین ما چند برابر شد؟ بدن چقدر از این بهره خواهد برد؟ نمیدانم چقدر منطقی است که بعد از این همه استرس، ناگهان آن را قطع کنیم و بگوییم خب، کافی است، حالا به حالت استراحت برگرد و خودت را ترمیم کن.
لطفاً اشتباه برداشت نکنید، من قصد ندارم شما را زیر سوال ببرم، بلکه سعی میکنم دیدگاه شما و دلیل اینکه استفاده از HCG را به طور متفاوتی به کاربران خود پیشنهاد میدهید را درک کنم، سعی میکنم یاد بگیرم. چگونه به اطلاعات و تجربه تزریق HCG در هفته 3 یا 6 در حالی که مصرف ثابت 750 واحد HCG در هفته توصیه میشود، رسیدید؟
من اصلا سوء تفاهم نمی کنم، حتی از این تبادل نظرها خوشم میاد. از نوشته های شما اینطور برداشت می کنم که می گویید سلامتی را فدای بازدهی کنیم. موضوع فقط HCG نیست، عوارض جانبی هم هست. تازه، استفاده از HCG هم می تواند باعث ناباروری شود. HCG فقط LH/FSH را تقلید می کند، پس تولید GnRH بعد از دوره چه می شود!؟ درست است که با SERM ها چرخه را راه می اندازید، اما بعد از یک دوره طولانی چقدر سخت است و در بعضی موارد (از شاگرد خودم مثال می زنم، 2 سال طول کشید تا چرخه HPTA به حالت اول برگردد).
و نکته دیگر اینکه شما عوارض جانبی را نادیده می گیرید، یعنی هر اتفاقی بیفتد مهم نیست، فقط حجم عضلاتم بیشتر شود.
دیدگاه من این است که یک نفر درست انجام دهد، اما بتواند 100 دوره را انجام دهد.
#3